قرار گرفتن در جمع یک درصد دانشمندان برتر جهان
انتخاب توسط دانشگاه استنفورد به دلیل تأثیر علمی و پژوهشی برجسته (۲۰۲۳ و ۲۰۲۴)
انتخاب بهعنوان چهره سرشناس بانوان ایران و پزشک کارآفرین ملی
چهارمین همایش ملی بانوان موفق ایران و تقدیر دانشگاه هالیک ترکیه (۱۴۰۳)
نویسنده فصل «خواب و رشد عصبی»
کتاب Nature, Nurture and Neurodevelopment از انتشارات Springer
پژوهشگر
دانشگاه استنفورد (2022) | مجله Sleep | مجله Frontier | بخش نورولوژی بیمارستان آجی بادم
پزشک پیشرو و نویسنده مقاله برتر پژوهشی
برگزیده در چهلمین سالگرد دکتر محمد قریب بهدلیل انتشار مقاله شاخص(۱۳۹۸)
جوانترین سخنران و نویسنده برتر علمی
انتخابشده در جمع متخصصان کودکان ایران بهعنوان پژوهشگر ممتاز(۱۳۹۷)
عضو کمیته علمی و سخنران رویدادهای بینالمللی
سمینارهای تخصصی پکن، بانکوک، دبی، لندن، شیکاگو، استکهلم ، دهلی، استانبول، آنتالیا و آنکارا
عضو کمیته علمی و سخنران کنگره های داخلی
کنفرانس ملی اختلالات خواب تهران بهار ۱۳۹۷
کنگره ملی بیماریهای کودکان شیراز بهار ۱۳۹۸
کنگره ملی خواب دانشگاه علوم پزشکی مشهد پاییز ۱۳۹۸
کنگره بیماریهای خواب زمستان ۱۳۹۹
کنگره سالیانه پیوند زمستان ۱۴۰۰
کنگره بیماریهای کودکان مهر ۱۴۰۱
کنگره بیماریهای کودکان شیراز بهار۱۴۰۳
همایش اختلالات خواب ایران تهران بهار ۱۴۰۳
همایش ملی کودکان بندرعباس زمستان ۱۴۰۳
کنگره روز جهانی مغز و اعصاب تابستان ۱۴۰۵
دبیر اجرایی و برگزارکننده کنگرههای بزرگ اختلالات خواب
اختلالات خواب در بهار 1398
اختلالات خواب و بیماری های تنفسی در بهار 1402
اختلالات خواب کودکان در پاییز 1403
اختلالات خواب و بیماری های قلبی در بهار 1404
اختلالات خواب به مناسبت روز جهانی خواب در زمستان 1404
1387 – 1390
پزشک عمومی | اورژانس بیمارستان اهر | بیمارستان محلاتی تبریز
۱۳۹۲ – ۱۳۹۷
متخصص کودکان ـ بیمارستان کودکان تبریز | بیمارستان الزهرا تبریز | بیمارستان ولیعصر تبریز
1397 تا کنون
فوق تخصص اختلالات خواب | کلینیک خواب دکتر ایمانی | بیمارستانهای آجی بادم و ۹ ایلول، ترکیه | پلتفرمهای مشاوره آنلاین
تشخیص و درمان بیماریهای شایع کودکان _ پزشکی عمومی
دانشگاه علوم پزشکی تبریز (۱۳۸۰ - ۱۳۸۷)
تخصص در زمینه درمان اختلالات خواب در کودکان و بزرگسالان _ تخصص کودکان
دانشگاه علوم پزشکی تبریز (۱۳۹۰ - ۱۳۹۳)
آموزش تخصصی در زمینه تشخیص و درمان اختلالات خواب ـ فلوشیپ پزشکی خواب
دانشگاه بابایی ، قزوین (۱۳۹۶ - ۱۳۹۷)
فلوشیپ اختلالات خواب
دانشگاه آجی بادم، ترکیه (۱۳۹۸ - ۱۳۹۹)
از یک سؤال ساده تا یک مسیر بزرگ؛ داستان زندگی دکتر ویدا ایمانی
گاهی یک مسیر، از یک انتخاب شروع نمیشود؛ از یک احساس آغاز میشود
اگر بخواهم داستان زندگیام را از جایی شروع کنم، شاید نتوانم یک لحظه مشخص را به عنوان نقطه آغاز انتخاب کنم.
گاهی فکر میکنم مسیر زندگی آدمها از یک تصمیم بزرگ شروع نمیشود؛ از مجموعهای از اتفاقهای کوچک شکل میگیرد. از علاقهای که در کودکی پیدا میکنیم، از آدمهایی که وارد زندگیمان میشوند، از سؤالهایی که در ذهنمان باقی میمانند و حتی از دغدغههایی که در ابتدا ساده به نظر میرسند، اما بعدها مسیر زندگیمان را تغییر میدهند.
من، ویدا ایمانی، سال ۱۳۶۲ در تبریز به دنیا آمدم؛ سومین و آخرین فرزند خانواده هستم.
کودکیام در تبریز گذشت. در دبستان هاشمیه درس خواندم و بعدها وارد مدارس استعدادهای درخشان شدم. از همان سالها، درس خواندن برای من فقط انجام یک وظیفه نبود. همیشه احساس میکردم یادگیری میتواند راهی باشد برای رسیدن به چیزی بزرگتر؛ چیزی که آن زمان هنوز دقیقاً نمیدانستم چیست.
در خانواده ما، علم و آموزش همیشه جایگاه ویژهای داشت. خواهر بزرگترم پزشک بود و طبیعی بود که حضور او و فضای خانواده، من را هم به سمت پزشکی سوق دهد.
اما امروز که به گذشته نگاه میکنم، میدانم اگرچه خانواده مسیر پزشکی را به من نشان دادند، اما ادامه این مسیر را خودم انتخاب کردم.
ورود به دنیای پزشکی
سال ۱۳۸۰ بود که در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز پذیرفته شدم.
آن روز شاید نمیدانستم این قبولی قرار است چقدر زندگی من را تغییر دهد.
هفت سال بعد، در سال ۱۳۸۷، پس از سالها درس خواندن، کشیکهای بیمارستان، شبهای طولانی مطالعه و تجربههای مختلف، به عنوان پزشک عمومی فارغالتحصیل شدم.
اما پایان پزشکی عمومی برای من، در واقع شروع یک سؤال تازه بود:
من واقعاً به کدام بخش از پزشکی علاقه بیشتری دارم؟
در دوران طرح پزشکی، هر روز با بیماران مختلفی مواجه میشدم. اما در میان همه آنها، کودکان جایگاه متفاوتی برای من داشتند.
ارتباط با یک کودک برایم فقط انجام یک معاینه پزشکی نبود. دنیای کودکان ظرافت خاصی داشت؛ دنیایی که در آن، اعتماد، احساس امنیت و نحوه ارتباط پزشک با کودک میتوانست حتی روی روند درمان تأثیر بگذارد.
کمکم فهمیدم که میخواهم مسیر تخصصم را در حوزه کودکان ادامه بدهم.
به همین دلیل، از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۳ در دانشگاه علوم پزشکی تبریز، دوره تخصص کودکان را گذراندم.
سالهایی که نگاه من به سلامت کودک را عمیقتر کردند.
بعد از پایان تخصص، فعالیت حرفهایام را در بیمارستان الزهرا و مراکز درمانی کودکان تبریز آغاز کردم. هر روز با کودکان و خانوادههای زیادی روبهرو میشدم و همین ارتباط نزدیک با خانوادهها باعث شد با دغدغههایی آشنا شوم که شاید در نگاه اول، بخشی ساده از زندگی به نظر میرسیدند.
یکی از این دغدغهها، خواب بود.
بارها مادرانی را میدیدم که از خستگی و بیخوابی شکایت داشتند؛ مادرانی که شبها خواب آرامی نداشتند، بارها از خواب بیدار میشدند و صبح را بدون اینکه واقعاً استراحت کرده باشند، شروع میکردند.
اما چیزی که بیشتر از همه توجه من را جلب میکرد، این بود که بیخوابی برای بسیاری از مادران به یک اتفاق طبیعی در زندگی تبدیل شده بود.
حتی وقتی فرزندشان خواب بود، خودشان گاهی نمیتوانستند بخوابند؛ ذهنشان درگیر بود، خوابشان سبک و ناآرام بود و خستگی، کمکم به بخشی از زندگی روزمرهشان تبدیل شده بود.
با این حال، کمتر کسی از آنها میپرسید:
خودت شبها چطور میخوابی؟
خیلی وقتها تنها پاسخی که میشنیدند این بود:
وقتی مادر میشوی، طبیعی است که دیگر خواب راحتی نداشته باشی.
اما من نمیتوانستم این جمله را به همین سادگی بپذیرم.
همینجا بود که سؤالهایی در ذهنم شکل گرفت.
چرا کسی به خواب مادران به اندازه کافی توجه نمیکند؟
چرا مادر شدن باید مساوی با از دست دادن خواب و آرامش باشد؟
چرا مشکلات خواب، با وجود تأثیر مستقیمی که بر سلامت جسمی و روانی افراد دارند، تا این اندازه نادیده گرفته میشوند؟
هرچه بیشتر به این موضوع فکر کردم، بیشتر متوجه شدم که خواب فقط «خوابیدن» نیست.
خواب، یکی از پایههای اصلی سلامت است.
روی عملکرد مغز، حافظه، تمرکز، تنظیم احساسات، رشد کودکان و کیفیت زندگی تأثیر میگذارد.
و همین سؤالهای به ظاهر ساده، مسیر حرفهای من را تغییر دادند.
تصمیم گرفتم وارد دنیای پزشکی خواب شوم.
آغاز مسیر پزشکی خواب
مطالعه و پژوهش در زمینه اختلالات خواب را آغاز کردم. منابع علمی مختلف را بررسی میکردم و تلاش داشتم دانشم را در این حوزه گسترش بدهم.
هرچه بیشتر میخواندم، بیشتر متوجه میشدم که دنیای خواب چقدر گسترده است و من چقدر به این حوزه علاقه مندهستم.
بیخوابی، خرخر، آپنه خواب، اختلالات خواب کودکان و بسیاری از مشکلات دیگر، هر کدام نیازمند شناخت و درمان تخصصی هستند.
در همین مسیر، با پژوهشگران بینالمللی ارتباط گرفتم و مطالعاتم را گستردهتر کردم.
آشنایی با یکی از پزشکان برجسته حوزه خواب در فرانسه، فرصت یک سفر علمی به فرانسه را برایم فراهم کرد. این سفر برای من فقط یک تجربه علمی نبود؛ نگاه من به پزشکی خواب را تغییر داد.
در ادامه همین مسیر، با معرفی استاد فرانسوی، همکاری علمیام با یکی از متخصصان برجسته اختلالات خواب در ایالات متحده آمریکا، آغاز شد.
این همکاری باعث شد مطالعات و پژوهشهایم بیشتر رنگ و بوی بینالمللی پیدا کنند.
اما در همان روزها، یک تصمیم مهم دیگر هم در انتظارم بود.
بین مادری و یک رؤیا
از برگزاری آزمون فلوشیپ پزشکی خواب در ایران مطلع شدم.
در ظاهر، شاید فقط یک آزمون بود.
اما برای من، تصمیم برای شرکت در آن به این سادگی نبود.
آن زمان مادر یک کودک خردسال بودم.
از یک طرف مسئولیت مادری را داشتم و از طرف دیگر، رؤیایی که احساس میکردم باید برای رسیدن به آن تلاش کنم.
بارها تصمیم گرفتم در آزمون شرکت کنم و بارها منصرف شدم.
در همین روزها، همسرم، دکتر بابک نجاتی، که از سال ۱۳۸۸ همراه زندگی من بوده است، بیش از هر کس دیگری مشوق من بود.
او به من باور داشت.
باور داشت که میتوانم در حوزهای قدم بگذارم که در آن زمان هنوز در ایران چندان شناختهشده نبود.
همین حمایت به من کمک کرد تصمیم نهاییام را بگیرم:
باید تلاش میکردم.
روزهای زیادی بود که نویان را به مهدکودک میرساندم و به جای اینکه به خانه برگردم، ساعتها داخل ماشین مینشستم و مطالعه میکردم.
هر دقیقهای که پیدا میکردم برایم ارزشمند بود.
گاهی زندگی همین است؛ باید از میان همان چند دقیقهای که در اختیارمان قرار میگیرد، برای رسیدن به رؤیاهایمان استفاده کنیم.
سرانجام در آزمون فلوشیپ پزشکی خواب شرکت کردم و با کسب بالاترین نمره پذیرفته شدم.
برای من، آن موفقیت فقط قبولی در یک آزمون نبود.
احساس میکردم یک قدم دیگر به مسیری که مدتها دنبالش بودم نزدیک شدهام.
دوره فلوشیپ پزشکی خواب را در دانشگاه علوم پزشکی قزوین گذراندم.
برای من، این دوره با رفتوآمدهای مداوم میان تبریز و قزوین، دوری از خانواده و در کنار همه آنها، مسئولیت مادری همراه بود.
سخت بود، اما هر بار که خسته میشدم، به این فکر میکردم که چرا این مسیر را شروع کردهام.
من میخواستم بتوانم به کودکان و مادرانی کمک کنم که خوابشان و کیفیت زندگیشان تحت تأثیر اختلالات خواب قرار گرفته بود.
بعد از دریافت مدرک رسمی وزارت بهداشت ایران، تصمیم گرفتم دانشم را در سطح بینالمللی هم گسترش بدهم.
یک سال دیگر را در دانشگاه آجیبادم ترکیه به تحصیل در زمینه پزشکی خواب پرداختم و موفق شدم مدرک بینالمللی این رشته را نیز دریافت کنم.
در آن دوران، در بیمارستانهای آجیبادم و ۹ ایلول به عنوان متخصص خواب فعالیت کردم.
در کنگرههای علمی بینالمللی شرکت کردم، مقاله ارائه دادم و فرصت همکاری و ارتباط با پژوهشگران مختلف را پیدا کردم.
اما شاید مهمترین چیزی که از آن دوران با خودم به ایران آوردم، یک مدرک یا عنوان علمی نبود.
یک تجربه بود.
وقتی محیط خواب هم بخشی از درمان میشود
در طول فعالیت در ترکیه، متوجه شدم محیطی که تست خواب در آن انجام میشود، میتواند روی تجربه بیمار و حتی کیفیت بررسی تأثیرگذار باشد.
اگر محیط برای افراد آرام، امن و تا حد امکان شبیه خانه باشد، شرایط خواب طبیعیتر خواهد بود.
همین تجربه، بعدها الهامبخش طراحی کلینیک خواب من شد.
میخواستم فضایی ایجاد کنم که بیمار وقتی وارد آن میشود، احساس نکند وارد یک محیط بیمارستانی شده است.
میخواستم افراد احساس امنیت کنند.
و فرایند بررسی خواب، تا حد امکان به شرایط طبیعی زندگی نزدیک باشد.
انتخابی برای ماندن و ساختن
سالها به صورت همزمان در ایران و ترکیه فعالیت کردم.
اما با افزایش تعداد مراجعان، گستردهتر شدن فعالیتهای پژوهشی و آموزشی و مهمتر از همه، احساس مسئولیتی که نسبت به توسعه پزشکی خواب در ایران داشتم، تصمیم گرفتم تمرکز اصلیام را روی فعالیت در کشورم بگذارم.
برای من، پزشکی خواب فقط یک تخصص نبود.
تبدیل شده بود به مسیری که احساس میکردم میتوانم در آن تأثیرگذار باشم.
از پژوهش تا افتخارات علمی
در کنار فعالیت درمانی، پژوهش را هم ادامه دادم.
همیشه برایم مهم بوده که پزشکی فقط بر تجربه شخصی متکی نباشد؛ باید با علم، پژوهش و شواهد روز دنیا همراه باشد.
در این مسیر، بخشی از فعالیتها و پژوهشهایم در سطح بینالمللی مورد توجه قرار گرفت.
قرار گرفتن در فهرست یک درصد دانشمندان برتر جهان در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ بر اساس ارزیابی دانشگاه استنفورد، دریافت عنوان پژوهشگر افتخاری دانشگاه استنفورد، نویسندگی فصل «خواب و رشد عصبی» در یک کتاب بینالمللی منتشرشده توسط انتشارات Springer، انتخاب به عنوان پزشک پیشرو و پژوهشگر برتر، سخنرانی در رویدادهای علمی بینالمللی و برگزاری کنگرههای تخصصی اختلالات خواب، بخشی از مسیر علمی من بوده است.
برای من، هر کدام از این اتفاقها ارزشمند هستند.
اما اگر از من بپرسید مهمترین موفقیتم چیست، احتمالاً پاسخ متفاوتی خواهم داد.
مهمترین موفقیت من
مهمترین موفقیت من، یک عنوان علمی نیست.
یک مدرک نیست.
یک جایزه نیست.
حتی یک مقاله علمی هم نیست.
مهمترین موفقیت من شاید همان لحظهای باشد که بیماری را میبینم که بعد از ماهها بیخوابی، بالاخره یک شب آرام را تجربه کرده است.
یا مادری که مدتها خسته بوده و حالا میتواند با آرامش بیشتری بخوابد.
برای من، پزشکی از همینجا معنا پیدا میکند.
از جایی که علم، به زندگی واقعی یک انسان کمک میکند.
از جایی که یک تشخیص درست میتواند کیفیت زندگی یک خانواده را تغییر دهد.
و شاید همین نگاه باعث شده امروز، با وجود تمام مسیر علمی و حرفهای که طی کردهام، همچنان خودم را قبل از هر چیز یک پزشک بدانم؛ پزشکی که میخواهد در کنار بیمارانش باشد.
من باور دارم درمان همیشه با نسخه و دارو شروع نمیشود.
گاهی درمان با شنیدن یک درد شروع میشود.
گاهی با پرسیدن یک سؤال.
گاهی با توجه کردن به مشکلی که دیگران آن را «طبیعی» میدانند.
و گاهی…
درمان، از یک خواب آرام آغاز میشود.